یادش بخیر

پیشگیری از بیماریهای ناشی از کار



92/02/09 | 10 PM | حاجی زاده | |


      شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر

زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق

رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد

چای چایداندا داغ اولسون

ایش داماغون چاغ اولسون

شادلیق سنه یار اولسون

دشمنلرین خار اولسون

اوزون گجن شاد اولسون

غم غصه برباد اولسون

چله گجه سی سیزه و هرمتلی

اهل وعیالیزه شادلیق و شنلیق

دولی اولسون

گول اوزونوز انار کیمی قیرمیزی ، گئجه نیز چیلله قارپیزی کیمی شیرین ،

 گولماغینیز پوسته کیمی داواملی و عمرونوز چیلله گئجه سی کیمی اوزون اولسون

91/09/30 | 0 AM | حاجی زاده | |

91/09/28 | 3 PM | پورحسین | |

91/08/19 | 11 PM | پورحسین | |

91/08/12 | 8 PM | پورحسین | |

به مناسبت دهه ی قربان تا غدیر که خیلی خاطره های خوب برام داره بازم اومدم یه دستی به سر و روی وبلاگ بکشم.

خواهشا قبل از هرکاری اول تو نظر سنجی که توی ستون سمت راست وبلاگه شرکت کنید

tnx m.p

91/08/10 | 11 PM | پورحسین | |

ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با دویست هزار زلزله زده و بی خانمان اهری ورزقانی و هریسی متنی در همین راستا نوشتم تا بدانند ۷۵میلیون هموطن با احساس و بی نظیر در این غم همراه و همدل شان می باشند و در دوباره ساختن زندگی شان تنها نیستند. 

جیران اولسام ، سن داغیمسان(اگر آهو باشم،تو كوه منی)

   بولبول اولسام،سن باغیمســــان(اگر بلبل باشم،تو باغ منی)

  سونبول اولسام،تورپاغیمـــــسان(اگر گندم باشم،تو خاك منی)

    ســــرین سولار،سندن آخـــــان( چشمه های سرد در تو روان)

     آنا  یوردوم آذربایجان(سرزمین مادری ام،آذربایجان)

زمین لرزید تا همدلی ما را دوباره به رخ بکشد ، لرزید تا نشان دهد اگر مادری جان باخت سرزمین مادری زنده است، اگر مردانی مردند اما مردانگی زنده است ، لرزید تا نشان دهد چقدر دل مردمان این سرزمین قرص تر از دل زمین است که با امید ایستاده اند و در برابر این مصیبت خدا را شکر می گویند و این ندا را سر میدهند : دوباره می سازیمت ای سرزمین مادری (م.پ)

91/05/28 | 6 PM | پورحسین | |

♥♥♥♥♥♥♥♥♥به سلامتی پدر♥♥♥♥♥♥♥♥♥

  به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد

  به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

 همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود… ولی پدر ... یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد … بیایید قدردان باشیم ...

به سلامتی پدر و مادرها

 پدرم هر وقت میگه "درست میشود"... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میبازه...!

 پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!! پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟ پسر میگه : من..!! ... ... ...

پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟؟!! پسر میگه : بازم من شیرم...

پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!!؟؟

پسر میگه : بابا تو شیری...!! پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟؟

پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا...

به سلامتی هرچی پدره

  خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد

به سلامتی هرچی پدره . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥به سلامتی پدر♥♥♥♥♥♥♥♥♥


91/03/12 | 11 PM | پورحسین | |

www . night Skin . ir